امام علي(ع):هر كه نگاه خود را از حرام باز دارد دلش آرام خواهد شد.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه 1 آبان 1397

دانلود آلبوم خسرو شکیبایی بنام 40 حکایت از گلستان سعدی

دانلود آلبوم جدید خسرو شکیبایی بنام 40 حکایت از گلستان سعدی

دانلود آلبوم 40 حکایت از گلستان سعدی با کیفیت 128 و 320 به صورت تک تک و یکجا

Download New Album Khosro Shakibae – 40 Hekayat Az Golestan Saadi

دانلود آلبوم خسرو شکیبایی بنام 40 حکایت از گلستان سعدی

دانلود آلبوم 40 حکایت از گلستان سعدی از خسرو شکیبایی

آلبوم 40 حکایت از گلستان سعدی

دانلود آهنگ جدید

لینک های دانلود 40 حکایت از گلستان سعدی :

01 – یکی از ملوک خراسان، محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که…

02 – کی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید: از عادت ها کدام فاضل تر است 

03 – یکی از ملوک عرب رنجور بود در حالت پیری و امید زندگانی قطع کرده

04 – یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت حضرت محمد مصطفی

05 – یکی از حکما را شنیدم که می گفت: هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر

06 – یکی از حکما پسر را نهی همی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند

07 – یکی از بزرگان گفت پارسایی را: چه گویی در حق فلان عابد

08 – یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز

09 – وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست

10 – توانگر زاده ای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با مسکین بچه ای مناظره در پیوسته

11 – شخصی مهمان پادشاه بود چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که عادت او بود

12 – صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد

13 – پیاده ای سر و پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه به در آمد و همراه ما شد

14 – روزی به غرور جوانی سخت رانده و شبانگه به پای کریوه ای سست مانده بودم

15 – پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان به فساد من گواهی داده است

16 – پارسا زاده ای را نعمت بی کران از ترکه ی عمان به دست افتاد

17 – پارسایی بر یکی از سلاطین نعمت گذر کرد که

18 – پادشاهی را مهمی پیش آمد. گفت

19 – پادشاهی که به کشتن اسیری اشارت کرد

20 – هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده

21 – نوجوانی را دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فراستی زایدالوصف داشت

22 – مهمان پیری شدم در دیاری بکر که مال فراوان داشت

23 – مردی را حکایت کنند که شبی دَه مَن طعام بخوردی

24 – مردکی را چشم دردی گرفت. طبیب خواست

25 – مالداری را شنیدم که به بخل چنان معروف بود که حاتم طایی در کَرَم

26 – مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گِرد کردن مال

27 – جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هولناک رسید

28 – حاتم طایی را گفتند: از خود بزرگ همت تر در جهان دیده ای

29 – حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر، هنر آموزید

30 – گروهی از حکما به حضور حضرت کسری به مصلحتی سخن همی گفتند

31 – فقیری را شنیدم که در آتش فاقه می سوخت

32 – دست و پا بریده ای را دیدم که هزار پایی بکشت

33 – بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد

34 – با طایفه ی بزرگان به کشتی در نشسته بودم

35 – آوردند که حاکمی عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود

36 – اعرابی را دیدم در حلقه ی گوهریان بصره که حکایت همی کرد.

37 – عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت

38 – سالی از بلخ بامیان ام سفر بود و راه از حرامیان پر خطر بود

39 – دَه آدمی بر سفره ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم به سر نبرند

40 – دو بازرگان خراسانی ملازم صحبت یکدیگر سفر کردندی

 

دانلود آهنگ جدید

امتیاز 5.00 ( 3 رای )
اشتراک گذاری مطلب

Copyright © All Rights Reserved For DownloadGozar.IR
| کانال تلگرام دانلودگذر